تلخ و شیرین مثل لیمو شیرین

... یه روزهایی لباس ها چند رنگ بود ولی در عوض دل ها یک رنگ ...
تعصب بود ...
احترام بود ...
همدلی و همبستگی بود ...
بچه ها برای پیروزی از جان و دل مایه میگذاشتند و کافی بود صداشون بزنی و بفرستی داخل زمین و ...
چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده ، این روزها که فوتبال و فوتبالی مرده و ...
این روزها که کسی نیس که یک تشکر خشک و خالی بکنه که داریم تو فوتبال سروکله میشکنیم ولی همه دنبال این هستن که آدمو زمین بزنن ولی ...
عاقبت این فوتبال و این زمین سبز چه خواهد شد ؟؟!!! ...
هر روز که میگذرد انگار ابری سیاه این فضا را تاریک تر می کند ، حرمت ها و دل ها میشکند و هر روز یک مرد بزرگ از دنیای ورزش دلزده میشود ...
همه ازم میپرسن آیا امیدی است تو فوتبال بجایی برسیم ولی هیچکس کوچیک ترین تلاشی برای موفقیت نمی کند ، انگار که هر روز بری مسجد دعا کنی که خدایا میشود من پولدار بشم ولی حتی یکروز هم سرکار نمی روی ...
انگار این داستان ادامه دارد ولی آیا عاقبت هم دارد ؟؟!!! ...
تبلیغات/ بهتر دیده شوید...
ما را در سایت تبلیغات/ بهتر دیده شوید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 12:59